رضا مختاري / محسن صادقي
مقدمه 58
رؤيت هلال ( فارسي )
لرآه خمسون أو لرآه مائة أو لرآه ألف ، تعبيرا عن حدّ ما ينبغي من صفة وجوده « 1 » . بنابراين ، يك احتمال در معناى اين گونه أحاديث ، وبلكه ظاهر آنها اين است كه در مقام تحديد وتبيين « صم للرؤية » وساير روايات رؤيت است يعنى مراد از رؤيت آن است كه ماه در مدار خود به درجهاى برسد كه با چشم عادى نوع مردم قابل رؤيت باشد . چهارم : اگر بگوييم شارع مقدّس ثبوتا حلول ماه نو را هنگامى مىداند كه هلال با ابزار وتلسكوپ قابل رؤيت باشد نه با چشم عادى ، لازمهاش لغويت جعل چنين تكليفي براي قرنهاى متمادى وتفويت مصلحت بندگان است ، وچون لغويت جعل تكليف محال است ، پس شارع مقدّس چنين تكليفي جعل نكرده است . توضيح اينكه : در بسيارى از ماهها هلال فقط با چشم مسلّح قابل رؤيت است وچون تا بيش از ده قرن چنين ابزارى در اختيار مكلّفان نبوده است ، بنابراين قدرت امتثال آن را نداشتهاند ووقتي هيچ يك از مكلّفان قدرت امتثال نداشته باشند ، جعل چنين تكليفي لغو خواهد بود ؛ چون تكليفي است غير قابل امتثال ونمىتواند مكلّف را براي عمل منبعث كند . مورد ديگر غير از رؤيت هلال ، كه از اين جهت شبيه به آن است خسوف وكسوف است . عدهاى از فقيهان - از جمله آية الله سيد أبو الحسن أصفهاني ، امام خمينى وآية الله گلپايگانى رحمهم اللّه فتوا دادهاند كه اگر خسوف وكسوف با چشم غير مسلّح قابل تشخيص نبود ، ولى با ابزار وتلسكوپ قابل رؤيت بود نماز آيات واجب نيست . شايد به همين دليل كه معقول نيست شارع مقدّس چيزى را - اعني خسوف وكسوف قابل رؤيت با ابزار نه بدون ابزار - موضوع حكم قرار دهد كه تا قرنها براي مكلّفين ومخاطبان قابل تشخيص نباشد . آية الله أصفهاني در اين باره فرمودهاند : الظاهر أنّ المدار في كسوف النيّرين صدق اسمه وإن لم يستند إلى سببيه المتعارفين من حيلولة الأرض والقمر ، فيكفي انكسافهما ببعض الكواكب الأخر أو بسبب آخر . نعم لو كان قليلا جدّا بحيث لا يظهر للحواس المتعارفة وإن أدركته بعض الحواسّ الخارقة ، أو بواسطة بعض الآلات المصنوعة ، فالظاهر عدم الاعتبار به وإن كان مستندا إلى أحد سببيه المتعارفين « 2 » .
--> ( 1 ) . رؤيت هلال ، ج 2 ، ص 862 - 863 . ( 2 ) . وسيلة النجاة ، ص 173 ، مسألة 2 .